برادری که لباس مقدس نظام را بر تن داری و مسئول برقراری نظم و امنیت در شهر و دیار من هستی، مرا ببخش. شرمندهام از این که سرِ صحنه رسیدم و نالهی زنی را که کتک میخورد شنیدم. ای کاش در آن لحظه من آن جا نبودم و نمیدیدم و نمیشنیدم. شرمندهام از این که در کنفراس مطبوعاتیِ وزرا شرکت نکردهام و ترجیح دادهام به میان مردم بروم.
واکمن بنده، قابل شما را ندارد. اگر خواستید کاغذ و قلم مرا هم بگیرید و نوشتههایم را صد پاره کنید.
اما چشمهایم را چه کنم؟ میدانم که میدانی چشمها دروغ نمیگویند. آیا در آن لحظه ی پر افتخار، دیدی چند جفت چشم به تو نگاه میکرد؟!
قول میدهم هر جا که دیدم دستی بلند شده که بر پیکر کسی کوبیده شود چشمهایم را ببندم و اگر صدای نالهای بلند شد گوشهایم را با هر دو دست بگیرم و راجع به آن با هیچ کس صحبت نکنم. مبادا بار دیگر چشم در چشم هم شویم و نگاه مان با هم یکی شود!
رئیس جمهور :ملت ما امروز یک ملت هسته ای است
لینک
|
نوشته شده در سه شنبه شانزدهم بهمن 1386ساعت 11:3 توسط فهمیخته |