چهار پنج روز پيش خبرنگاران مركز نشين مهمان ما بودند تا گزارشي از مصوبات سفر اول دولت نهم به بوشهر تهيه كنند (توضيح: آن چه كه دستگير ما شد اين بود كه دولتهاي پيشين، عملكرد خود را با زمان محمدرضا شاه مقايسه ميكردند اما دولت نهم عملكرد خود را با دولت پيشين مقايسه ميكند!)
بگذريم از اين كه همه چيز را به نام خود تمام كردهاند و از درختهاي كنار خيابان هم نگذشتند. در شهر دلوار در جوار كلهر و جوانفكر بوديم. مجري برنامه با لباني خندان رسماً قربان صدقه آقايان كلهر و جوانفكر ميرفت صداي تلفن همراهم بلند شد، خانمي با صداي لرزان مرا به اسم خواند و گفت شماره تلفن شما را از يكي از مدير مسئولها گرفتم ! ميدونم شما با كاروان خبرنگارها هستيد خواهش ميكنم گوشي را به آقاي كلهر بده ميخوام با ايشان صحبت كنم! از من انكار و از ايشان اصرار! واقعاً نميتوانستم گوشي تلفن را به آقاي كلهر بدم اما به او قول دادم به حرف هايش گوش كنم همه را به آقايان انعكاس بدهم.
با وجودي كه مردي از همان ديار با لبخندي به پهناي صورت روبروي من ايستاده بود و از محسنات دولت كريمه نهم صحبت ميكرد اما در گوشم صداي لرزان زني ميپيچيد كه از خستگي زندگي و مشقات روزگارش ميگفت. حالا ديگر گريه ميكرد. ميگفت از عهدهي نان شب شان هم بر نميآيد. حضار هم داشتند به افتخار آقايان كف ميزدند!
به نظر شما مسئولان عاليرتبه از درد و دل مردم خبر ندارند؟
اگر آقاي كلهر كمي آهستهتر راه مي رفت حتما صداي پيرمردي كه با يكي از خبرنگاران مركز نشين درد و دل مي كرد را ميشنيد.
اين همه خرج كردند و خواهند كرد مگر نه اين كه مي گويند ميخواهيم در جمع مردم حضور پيدا كنيم تا به مردم نزديكتر شويم!
خبرنگاران را در بهترين هتل اسكان ميدهند، طبق گفته يك منبع موثق رييس جمهور و هيئت دولت در سفر اول خود با هفت هواپيما به بوشهر آمدند. هنگام عزيمت به شهرستانها نه هلي كوپتر ايشان را اسكورت ميكرد، به چه منظور ؟
به همين راحتي خزانه مملكت را خالي كردهاند و پول بيت المال را خرج كردهاند به بهانهي مردم !
مردمي كه قبل از آمدن رييس جمهور در استاديوم تا توانستند رو به روي خبرنگارها ناله و فغان سر دادند اما به محض اين كه چشم شان به جمال رييس جمهور روشن شد فرياد شادي سر دادند و هورا كشيدند. ماندهام با اين همه تناقض چه كنم؟!
لینک
|
نوشته شده در چهارشنبه دهم بهمن 1386ساعت 22:0 توسط فهمیخته |