قضیه ی شاکی های زنجیره ای!
آقای آدم خوبه که دوباره بار سفر را بسته گفت: اطلاع موثق دارم مردم دنیا خستهاند! بعدش هم گفت هر کسی سفر استانی را نقد کنه اندازهی بزغاله شعور نداره! بعدترش هم گفت: بزغالهی مد نظر ما اجنبیها و فرنگیها بودند مگه شما بزغاله هستید که به خودتون گرفتید، خجالت هم خوب چیزیه !! (توضیح: اما بزغالهی بیچاره حیوون معصومییه که تا حالا با کسی کاری نداشته و اعتراضی ازش نشنیده)
اما هفتهنامهی با کلاسمون دوباره شاکی پیدا کرده! قسمت خندهدارش این جاست که معاون آقای فرهنگ که از ما شاکی شده میگه با هماهنگی آقای فرهنگ از ما شکایت کرده! در ضمن گفت: با حفظ موضع به شما ارادت داریم! از آقای فرهنگ که میپرسیم شکایت استانداری با هماهنگی شما بوده یا نه میگه مگه قراره هر چیزی که با هماهنگی من باشه مسئولش هم من باشم (توضیح: آخرش ما نفهمیدیم آقای فرهنگ در جریان شکایت هست یا نه… عجالتاً دمِ دولتِ "پاسخگو" گرم!)
استاندار بوشهر:نمیتوانیم برای هر کدام از مبارزین استان یک کنگره برگزار کنیم!
پس از گذشت 20 ماه از کلنگ زنی هتل "راحت" هنوز اتفاق خاصی نیفتاده است
لینک
|
نوشته شده در دوشنبه بیست و هشتم آبان 1386ساعت 19:20 توسط فهمیخته |
هفتهنامهی دوستداشتی، پر مغز و تو دل برو "نصیر بوشهر" ده ساله شد، برای همین واسهتون از خودمون مینویسم.
ما یک عدد مدیرمسئول داریم که خیلی آدم مسئولییه. همیشه با تلاش فراوان سعی میکنم دستنوشتههایم زیاد جلو چشاش نباشه، آخه هر چی بیشتر به نوشتههایم نگاه میکنه، خطوط بیشتری ازشون حذف میشه! الان هم قول دادم جوری بنویسم که به هیچ کسی برنخوره، و اما امید غضنفر اون قدر آدم خوبیه، اون قدر آدم خوبیه که نگو! یه تکه برگهی سیاه و سفید تحویل میدیم و بعد سرخ تحویل میگیریم، آخه با خودکار قرمز روی صفحاتمون "مینگذاری" میکنه، وقتی هم میگویم این دفعه خیلی حذف شده، جواب میده: "ببین! ... این نمک کارِ مطبوعاته" ! آقای ورزش اینا هم خیلی با حاله، فقط شاهینش به یه درد "تحمیلی" مبتلا شده! یه دونه توزیع کننده هم داریم که آخر توزیع تشریف داره و تزِ جالبی داره و میگه: حالا که پرواز تهران ـ بوشهر واسه ما ناز میکنه، بگیم نشریات را با "چاپار" بیارن، زودتر میرسه! به خانمهای تایپیست هفتهنامه هم یه تریلی ارادت داریم، آدرس بدن بیایم خالی کنیم! خانمهای تایپستمون ته تایپن، لنگهشون رو پیدا نمیکنید! حالا نوبتی هم باشه نوبت خودمونه. دوستان، اگر دیدید دو سه نفر با حالت دو تردد میکنند، بدونید که اونها ما هستیم. همیشه مشغول دویدن، گاهی دو ماراتون، گاهی دو صد متر، خلاصه یک دوندهی تمام عیار هستیم. از این سالن به اون سالن، بعضی موقعها هم به محل تجمع افراد ناراضی....
همهی اینها رو گفتم که بگم : اگه تلخیم یا که شیرین یا به قول بعضیها تخریبچی (توضیح: حالا با آرپی جی یا لودر نمیدونم) هدفمون اینه که حتی اگه شده با یه سوزن زدن به مسئولین، اینارو وادار به حرکت کنیم و یادشون بندازیم که جلو چشم مردم قرار دارند. شاید بتونیم جامعهمون را به یک جامعهی مدنی و ایدهآل نزدیک کنیم .... خدائیش فقط همین!
تجمع اعتراض آمیز اولیا و دانشآموزان مدرسهی راهنمایی امیرکبیر بوشهر
فاطمه راکعی: حرفهای مرا تحریف کردهاند!!
یکی از راهکارها برای سرمایهگذاری در بوشهر اهرم تشویق است
بوی قرمهسبزی، طعمِ تندِ قلیه! (نوشته مهدی جهانبخشان٬ یکی ازطنز نویسان به نام بوشهر)
عطارزاده:نمیگذارم "لُپ قرمزیها" دستشان در جیبشان باشد و بگردند!
کرمی معاو ن پشتیبانی و توسعه منابع انسانی استانداری بوشهر:با هماهنگی استاندار از نصیر بوشهر شکایت نمودهام
لینک
|
نوشته شده در سه شنبه بیست و دوم آبان 1386ساعت 12:45 توسط فهمیخته |