وقتی پدافندهای بوشهر شلیک کردند
اگه یادتون باشه چند وقت پیش پدافندهای بوشهر یهو خود به خودی همین جوری شلیک کردن ٬ بعدش معلوم شد که اين شليکها به تمرين نظامی مشترک ارتش و سپاه مربوط بوده ٬ اون هم راس ساعت ۵ صبح! تازه اصلا هیچ کسی هواپیما را هم ندید ٬ بگذریم ما که خیلی صفا کردیم (آخه هیجان بدن مون کم شده بود)
اما مثل اینکه مهندسهای روس که در نیروگاه بوشهرمشغول فعالیت هستندحسابی ترسیده بودن و نزدیک بوده تو خودشان یه کاری بکنن!!
اما ....
همین روس های ترسو هماكنون پس از آمريكا، دومين صادركننده سلاحهاي جهان هستند. آمريكا هم سال گذشته 21 ميليارد دلار فروش داشت.
ليست مشتريان كرملين باعث شگفتي و نگراني واشنگتن شده است!! در ماه ژانويه «Rosoboron Export» شركت صادرات سلاح روسيه" 29موشك هدايتشونده ضدهواپيما M1 را با تجهيزات آن به ايران داد؛ ارزش اين معامله هفتصد ميليون دلار بود" و در حالي باعث تقويت سيستم پدافندي ايران شد كه آمريكا در تلاش براي اقدام جدي سازمان ملل عليه اين كشور بود.
سال گذشته «هوگو چاوز»، رئيسجمهور ونزوئلا نيز در قراردادي سه ميليارد دلاري، سفارش صد هزار قبضه كلاشينكف، 24 جت جنگنده سوخو Su-30 و 35 بالگرد نظامي را دارد.
آمريكا با هر دو معامله و همچنين صادرات سلاح به سوريه مخالف بود و به خاطر همين تعاملات با ايران و سوريه، واشنگتن شركت «Rosoboron Export» و ديگر پيمانكاران دفاعي روسيه را از تجارت در آمريكا و يا معامله با شركتهاي آمريكايي منع كرد.

لینک
|
نوشته شده در پنجشنبه بیست و سوم فروردین 1386ساعت 18:12 توسط فهمیخته |
دیروز صبح زود مدیر مسئول نشریه زنگ زد گفت باید بیای دادگاه!!
من می گی هر چی فکر می کنم خدایا چه خلافی کردم خودم خبر ندارم !هیچی یادم نیامد٬ تلاش سلولهای خاکستری مغزم هم بی نتیجه بود.
مدبر مسئول دوباره زنگ زد : کجای زود بیا دیگه باید بیای جواب بدی همه منتظرن
من: جواب چی ؟!!!!!
مدیر مسئول:تراوشهای قلمت که کاغذهای بیچاره رو سیاه می کنه
من:با خونسردی هه آقا شما دیگه چرا؟ (توضیح از درون: نهههههههه همراه با جیغ بنفش)
خلاصه با هزار تا صلوات و نذر و نیاز و پاهای لرزان راهی دادگاه کیفری شدیم . مدیر مسول همراه یکی از بچه های خبر نگار (سجاد بهزادی) یکی دو تا از دوستان ( آقایان برزگر و ریئسی نژاد)هم انجا بودن٬ نشسته ایم قاضی و هیت منصفه هم ( با اون عینک شون ) رو به رو نشسته بودن . یواشکی از مدیر مسئول پرسیدم چه خبره؟!!
مدیر مسئول : هیچی خواستم تو یکی از جلسات دادگاه نشریه شرکت کنی که تجربه کسب کنی
من و می گی...... دیگه ترسم ریخته بود ( مشکل خاصی پیش نیامد)
آخه نشریه ما ماهی یکی دوبار باید بره دادگاه حاضری بزنه
جلسه دادگاه هم مربوط می شد به مقاله سجاد بهزادی که پارسال در خصوص انتخابات ریاست جمهوری نوشته بود٬ نتیجه دادگاه خدا را شکر تبرئه شدیم .
در عوض بعد ظهر دیدار با یه دوست قدیمی حسابی حالمو جا آورد ٬ کلی از قدیمها صحبت کردیم همان (میز ونیمکت و استاد های بیچاره ) ٬ کلی خندیدیم و بادوم زمینی و شکلات خوردیم
درضمن به این مهم پی بردم که "دیدن یه دوست قدیمی خیلی به آدم انرژی میده "
لینک
|
نوشته شده در چهارشنبه بیست و دوم فروردین 1386ساعت 2:22 توسط فهمیخته |