وقتی برادرزادها رئیس بشن!!
چند روز پیش حاج آقا اکبری (معاون رئیس جمهور و رئیس سازمان ملی جوانان )مهمان شهر ما بود .
دخترهای "منتخب "جوان در جلسه ای که باحضور ایشان بر گزار شد از مشکلات و دغدغه هایشان سخن گفتند و یادآور شدند بوشهر همچون گذشته مثل پدر خانواده پول تو جیبی همه را می دهد کمترین هزینه نیز نصیب خودش می شود
حاچ آقا علی اکبری نیز با نگاه کردن ولبخند زدن و بعضی جاها با سکوت حرفهای بجه ها را تایید کرد.
وقتی که به سراغش رفتم و پرسیدم حاج آفا دغدغه ها و مشکلات جوانان ها را شنیدید چه بر نامه ای را در دستور کار خود قرارمی دهید؟
گفت: ببینید........حتما........ انشاالله.......... صبر داشته ......... اینطور نیست............باید..........موفق باشی. (توضیح:وقتی که با موحافظ اینا سر خاموش روشن کردن واکمن کل بندازی بهتراز این نمی شه)
"قسمت جالب تر"
بعداز اتمام جلسه دخترهای "منتخب" توضیح دادند که عطارزاده رئیس سازمان ملی جوانان بوشهر(برادر زاده کت قشنگ) متذکر شده بود که "منتخبان" مراقب باشند که چه می گویند
یکی از بچه ها از عطارزاده پرسید (وقتی رفتم روی صحن می توانم از آقای ..... تشکرکنم ) ازآنجا که ایشان با آقای.... مشکل داشت تشکر کردن را پاچه خواری دانسته در نتیجه قضیه را مسکوت می گذارد
وقتی رئیس سازمان در هیچ نهاد دولتی حضور نداشته (توضیح: هیچ کجا... حتا کارمند هم نبوده) تنها بدلیل برادر زاده بودن با کت قشنگ یهو رئیس سازمان شود بهتراز این نمی شود!
لینک
|
نوشته شده در شنبه هفتم بهمن 1385ساعت 17:9 توسط فهمیخته |
تحولات نیروگاهی و حکایت روسیه اینا!!!
دیروز روزنامه اعتمادملی تیتر کرده بود همه نگرانند.مصوبش هم گویا سوخت هسته ای و نیروگاه اتمی بود برای همین از بابام پرسیدم : نیروگاه هسته ای یعنی چی ؟! بابام گفت:نیروگاه هسته ای یه چیز خوبی یه که حق مسلم ماست .از وقتی که بچه بودم قراربود نیروگاه هسته ای بهره برداری بشه. اما چرا تا حالا نشده قصه اش درازه .
روزری روزگاری چند عدد آلمانی آمدن ایران که نیروگاه هسته ای را به بهر ه برداری برسانند اما سال ۱۳۶۰ وضع وخیم شد رییس پروژه آلمانی ها گفت:"پرورو .فاراری میخایل. چاکین" یعنی به جان هیتلر . اینجا دیگه جای موندن نیست بزنید به چاک . آلمانی ها هم در اسرع وقت باهر وسیله نقلیه که دم دستشان بود از دوچرخه گرفته تا سه چرخه و چهار چرخه زدند به چاک . بعدش نوبت روسیه اینا بود که بیایند ایران . اونا خیلی عجیب بودن ناز هم تشریف داشتند. اون قدر که یکی از مجلسیون بوشهر گفت:بهتره برای اصلاح نژاد دو هزارتا زن روسی بیاریم ایران تا ما هم خوشگل وناز بشیم . که این افاضات با خشم و راه پیمای زنان که در خیابان ها فریاد می زدن:"ما هوو نمی خواهیم خودت برو اصلاح بشو " روبه رو شد. خوشبختانه این تنش زیاد به طول نینجامید و با نظریه هایی چون"هردل یه نگاری می پسنده" یا "هر گلی یه بوی داره" خاتمه پیدا کرد.
اما موضوع بهره برداری هم چنان باقی مانده بود. بعضی ها گفتند به خاطره آه و نفرین یه پسر جوان بندرگاهی بود که نتونسته توی زمینش خونه بسازه درنتیجه زن هم بهش ندادن. اون رفت روبه روی نیروگاه وازته قلبش گفت :توکه تا حالا بدرد ما نخوردی فقط نذاشتی من به سرو سامان برسم . الهی تو هم به بهره برداری نرسی .الهی بوش تو رو تعلیق کنه الهی هیچ کس بهت سوخت نده.
وقتی این موضوع به گوش مجلسیون و دولت اینا رسید سعی کردن این جوان را پیداکنند وبهش بگویند:تو می تونی خونه بسازی زن هم بگیری.ولی چه فایده پس از تلاش بسیار تنها سنگ قبری از او پیدا کردند که روش حک شده بود "ایشلا نیروگاه به بهره برداری نمی رسه -بوش آن راتعلیق خواهدکرد-این نفرین تا سال ۲۰۲۰ ادامه خواهد داشت . برید حالشو ببرید" از اونجا که روسیه اینا بابت این نیروگاه هر ماه ۲۵ دلار - انگار که علف خرس باشه - از ایران پول میگرفتند پس از شنیدن این خبر خیلی خوشحال شدند و در جلسه ای گفتند که "سرری چی چی ماخوف چوخف چوخف" یعنی اینکه چه خوب چه خوب بهتر از این نمیشه حالا حلاها تلپیم .نتیجه:این موضوع حالا حالاها ادامه خواهد داشت و تا سال ۲۰۲۰ هیچ گونه نشست و جلسه ای نتیجه نخواهد داد!
لینک
|
نوشته شده در جمعه ششم بهمن 1385ساعت 10:54 توسط فهمیخته |